خوش آمدید


نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩ | پيام هاي ديگران


خلاقیت و نوآورى محرک اصلى تمدن هاست. تلفن، اتومبیل، هواپیما، رادیو، تلویزیون، رایانه، اتوماتیک، الکترونیک، قدرت اتمى و مسافرت هاى فضایى و خلق ادبیات و انواع هنرها و ... نقاط عطفى از اختراعات و اکتشافات و نمودى ارزشمند از تفکر و ذهن خلاق بشر است. بنابراین، براى پیشرفت در صنعت، اقتصاد، سیاست و همه علوم، نیازمند تفکرى خلاق و نوآور مى باشیم; خلاقیتى که در ضمیر همه ما نهفته و در نحوه زندگى ما تأثیر دارد.
تحولات سریع عصر کنونى ما، نیازمند حل مسائل و مشکلات به گونه اى خلاق است. هرچند علم و توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزى است، ولى باید دانست که علم به خودى خود، ضامن حل بسیارى از مسائل و مشکلات آینده اى که ما با آن ها مواجه خواهیم شد نیست، تنها نیروى فوق العاده و قدرتمند خلاقیت است که مى تواند مسائل و مشکلات را به طرز خارق العاده اى از سر راه بشر بردارد.1
روان شناسان در تعریف خلاقیت متفق القول نیستند و به خلاقیت از زوایاى گوناگونى مى نگرند; در گذشته محور بحث روان شناسان از خلاقیت «شخص خلاق یا فرایند خلاق» بود. امروزه نیز اگرچه بسیارى از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند مى نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنى بر ویژگى «مولد بودن» است.
مک کینان در تعریف خلاقیت مى نویسد: «خلاقیت عبارت است از حل مسأله به نحوى که ماهیتى بدیع و نو داشته باشد.»
ویلیامز مى نویسد: «خلاقیت مهارتى است که مى تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتى را در شکل تازه اى ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید براى ایجاد پاسخ هاى منحصر به فرد و غیرمتعارف مرتبط سازد.»2

آموزش و پرورش خلاقیت

در چند دهه اخیر پژوهش هاى بسیارى در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش هاى انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم مى توان آموزش و هم پرورش داد.3
تورنس مى نویسد: طى پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفکر خلاق، شواهدى دیده ام که نشان مى دهد خلاقیت را مى توان آموزش داد. فلدهوسن و همکارانش مى گویند: پاسخ به این سؤال که «آیا مى توان خلاقیت را آموزش داد؟» مثبت است. آنان روش هاى جالبى براى آموزش خلاقیت ارائه مى دهند.4
تحقیقات نشان داده است که تمام انسان ها داراى قوّه خلاقیت هستند; برخى در یک زمینه داراى خلاقیت بیش تر و برخى در زمینه اى دیگر. خلاقیت مى تواند به وسیله معلمان در دانش آموزان شکوفا گشته و یا از بین برود. بنابراین، باید محیط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقیت دانش آموزان فراهم آورد.
کارل راجرز در این زمینه مى نویسد: «روشن است که خلاقیت را نمى توان با فشار ایجاد کرد، بلکه باید به آن اجازه داد تا ظهور کند. همان گونه که زارع نمى تواند جوانه را از دانه بیرون بیاورد، اما مى تواند شرایط مناسبى براى رشد دانه فراهم آورد. در مورد خلاقیت هم همین شرایط صادق است. باید زمینه اى مساعد براى رشد و توسعه خلاقیت فرزندان و دانش آموزان فراهم آورد. از جمله تجربیات من در روان شناسى این است که مى توان با فراهم کردن امنیت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش داد.»[5
روشن است که هر کسى ممکن است در زمینه اى خاص خلاقیت داشته باشد. از هر کسى در هر زمینه نمى توان انتظار خلاقیت و ابتکار داشت. باید این بسترها و علایق و زمینه ها را شناسایى کرده و زمینه رشد آن ها را فراهم نمود.

ویژگى هاى افراد خلاق

روان شناسان ویژگى هاى افراد خلاق را مورد بررسى و مطالعه قرار داده اند. در پژوهش هایى که توسط استینر (1965) و بارون (1969) و بارباراکلارک (1979) صورت گرفته، صفت هاى ذیل به عنوان ویژگى هاى افراد خلاق، که عموماً برخوردار از آن هستند، بیان شده است:


ـ داراى گنجایش ذهنى و فکرى زیادى هستند (تیزهوش تر از دیگراننند);
ـ علاقه آن ها به مسائل علمى، هنرى، فرهنگى و اجتماعى بیش تر و دامنه اطلاعات آن ها در این زمینه وسیع تر است;
ـ درباره مسائل انتزاعى، در مقایسه با مسائل عینى و ملموس، بهتر و عمیق تر مى اندیشند;
ـ دوست دارند که در مباحثه عقیده خود را بیان کنند، ولى اصرارى به تحمیل عقاید خود ندارند;
ـ انعطاف پذیرند و بیانشان داراى طنز است;

ـ علاقه به سؤال و پرسش دارند و بسیار کنجکاوند;
ـ محافظه کار نیستند و بیش تر ریسک پذیرند;
ـ علاقه هاى متنوع و فراوانى دارند و داراى فرایندهاى غیرمتعارف فکرى هستند;
ـ در فکر و عمل از اصالت و نوآورى بیش ترى برخوردارند;
ـ داراى زندگى تخیلى بوده و درگیرى بیش ترى با رؤیاهاى خیالى دارند;
ـ استقلال طلب بوده و دوست ندارند که از راه و روش زندگى دیگران پیروى کنند;
ـ اعتماد به نفس خوبى دارند و در مقابل ناکامى ها کم تر دلسرد و مأیوس مى شوند;
ـ از معیارها، رسوم و ارزش هاى اجتماعى، که به نظرشان قابل قبول نیستند، کم تر پیروى کرده و بیش تر متکى به قضاوت شخصى خود هستند;
ـ در رابطه با دیگران رُک و صریح و درست کارند;
ـ به مسائل فلسفى همچون مذهب، ارزش ها، معنى زندگى و این قبیل امور توجه مى کنند;
ـ بر غرایز خود تسلط بیش ترى داشته، شخصیت رشد یافته ترى دارند و کم تر داراى اختلال روحى و روانى مى شوند;
ـ داراى حافظه اى قوى بوده و به جزئیات مسائل توجه دقیق دارند. توانایى انجام کارهاى پیچیده را نیز دارند.6


نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ | پيام هاي ديگران
نقش معلم در تربیت و زندگی انسان

 

در سیستم های آموزشی، افراد زیادی مشغول به کارند و فعالیت های آنها بطور مستقیم یا غیر مستقیم در تربیت دانش آموزان و یا دانشجویان مؤثر است اما در این میان، نقش معلمان و اساتید و دانشگاهها از دیگر افراد بسیار برجسته تر می نماید چنان که بیشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه و دانشجویان در دانشگاه زیر نظر آنها سپری می کنند و عوامل دیگر هم فراهم آورنده زمینه برای فعالیت معلّم ها و اساتید می باشد از این رو بسیاری از دانش آموختگان نظام آموزشی سنتی و جدید شکل گیری شخصیت خود را مرهون معلمان خود می دانند یکی از نویسندگان که عمری را به معلمی گذرانده می نویسد: یکی از تحصیل کرده هایی که تحصیلات عالی و دکترای خود را در کشور آلمان به پایان رسانیده بود چندین بار اقرار واعتراف کرد که همه عقاید دینی او مدیون ارتباط با معلّم خود بوده است.(

زیرا آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد تنها معلومات و مهارت های معلّم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود

رابطه دانش آموز با معلّم یک رابطه باطنی و معنوی است دانش آموز و یا دانشجو معلّم را شخصیتی محترم و ممتاز می داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادی رسیدن، و به عضویت رسمی جامعه در آمدن کمک و مساعدت می نماید معلّم با روح و جان دانش آموز و یا دانشجو سروکار دارد و به همین جهت بعنوان یک الگوی محبوب و مطاع پذیرفته می شود . دانش آموز اگر چه قبلا در محیط خانواده علوم و اطلاعات فراوانی را کسب کرده رفتارهایی را آموخته و به اموری عادت کرده و تا حدودی شخصیت او شکل گرفته است ولی هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زیادی قابل انعطاف و تغییر می باشد. کودک و نوجوان در این سنین از محیط خانواده خارج می شود و بطور رسمی در اجتماعی جدید یعنی مدرسه و یا دانشگاه پذیرفته می شود .

دانش آموز در این اجتماع جدید فرصت می یابد تا افکار و اندوخته های دینی و رفتار و عادتهای گذشته اش را مورد بازنگری قرار دهد و شخصیّت خویش را بسازد و تکمیل و تثبیت نماید.

با نفوذترین و محبوب ترین فردی که می تواند در این مرحله حساس او را یاری کند معلّم است به همین جهت دانش آموزان و یا دانشجویان معلّم و استاد خود را بعنوان یک الگو و اسوه می پذیرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب یا بد او سرمشق می گیرند . و خود را با وی همسان و همانند می سازند.

همچنین دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدیر و حتّی سرایدار مدرسه را زیر نظر دارند، و از آنها درس می گیرند دانش آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدیر، معلمان با یکدیگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس می گیرند.

از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعایت عدل و انصاف در نمره دادن، از وقت شناسی و رعایت نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی، از اخلاق خوش و ادب او، از خیر خواهی و نوع دوستی معلّم درس ها می آموزند همچنین از اخلاق و رفتار و کردار او متأثر می شوند و خود را با او همسان می سازند بنابراین، معلّم فقط یک آموزگار نیست بلکه مهم تر از آن، یک مربی و یک الگوی با نفوذ است. یک معلّم خوب که با رفتار و گفتار پسندیده اش دانش آموزان را خوب پرورش می دهد، بزرگترین خدمت را نسبت به اجتماع خود انجام می دهد و به عکس یک معلّم بد اخلاق و بدرفتار و منحرف که با رفتار بدخود، دانش آموزان را به انحراف و تباهی می کشد بزرگترین خیانت ها را نسبت به اجتماع مرتکب می شود بنابراین شغل و حرفه معلمی و استادی از حساس ترین و مسئولیت دارترین شغل های اجتماع می باشد.

معلم و استاد نمی تواند نسبت به اخلاق و رفتار خود آزاد و بی تفاوت باشد، زیرا محدوده اخلاقیاتش فراتر از خود اوست. او تنها مسئول خودش نمی باشد بلکه مسئولیت تعدادی از انسانهای معصوم را نیز بعهده گرفته است.

استاد و معلّم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش در دانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان و یا دانشجویان قرار دهند.

دکتر هایم گینانت، وقتی معلّم جوانی بوده به این مطالب اشاره می کند:

من به نتیجه خوف انگیزی رسیده ام، من عامل تصمیم گیرنده در کلاس هستم و این برخورد شخصی من است که جوّ خاصی پدید می آورد.

من بعنوان یک معلّم دارای قدرت شگرفی هستم و می توانم زندگی یک کودک را تیره و تار یا پر از سرور سازم.

در تمام موقعیت ها این پاسخ من است که اوج یافتن یا فرونشستن یک بحران و انسان شدن و یا وحشی شدن یک کودک را معلّم تعیین می کند.(

بررسی های علمی نیز نشان می دهد که 35درصد کودکان در هفت سال دوم زندگی دوست دارند همانند معلّم خود باشند.(

از این رو اگر معلمان، دانش آموزان را به رفتارها، صفات و نگرش هایی خاص دعوت کنند ولی خود در عمل به آنها پایبند نباشند آموزش های شفاهی آنان نیز تأثیر نخواهد گذاشت.


نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ | پيام هاي ديگران

شهید مطهری ذخیره بزرگ علمی و معنوی است که باید گفت نظام جمهورى اسلامى ایران بر پایه آن تفکر و برداشتى از اسلام بنا شده است که آن شهید بزرگوار ارائه کرد . و براستی که وی درک و تشخیص صحیحی از موقعیت جامعه ایران در آن زمان داشت. که یکی از نقاط مثبت آثار و خط فکری شهید مطهری اینست که موضوع های مورد نیاز جامعه را می شناخت و آنگاه به خوبی عمق مسئله را موشکافی می کرد و سخنرانی های وی هم پر از عناوین و موضوعاتی است که هگی جزء موضوعات فکری مورد احتیاج عمیق جامعه ماست.

نگاه عمیق وى به مسائل اسلامى و فهم تازه استاد مطهرى از آیات و روایات و تبیین درست آنها ویژگى بى‏همتا و برجسته آن شهیدبزرگوار است که مقام معظم رهبری نیز می فرمایند : " ایشان با قوّت فکرى و اندیشه‏ى قوى و صائب خود وارد میدان‏هایى شد که تا آن‏وقت هیچ‏کس در زمینه‏ى مسائل اسلامى وارد این میدان‏ها نشده بود؛ و با تفکراتى که آن روز در کشور رایج شده بود - افکار وارداتىِ ترجمه‏یىِ غربى و شرقى - یا مى‏رفت رایج شود، خود را وارد یک چالش علمىِ عمیق و وسیع و تمام نشدنى کرد. ایشان، هم در جبهه‏ى مقابله‏ى با مارکسیست‏ها به یک جهاد بسیار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه‏ى مقابله‏ى با تفکرات غربى و لیبرالیست‏ها وارد میدان شد. این نقش، بسیار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفسِ لازم مى‏خواهد، هم قدرت فکرى و اجتهاد در زمینه‏هاى گوناگون را لازم دارد، هم یقین و ایمان قاطع مى‏خواهد؛ این مرد بزرگ همه‏ى اینها را با هم داشت."     

یکی دیگر از ویژگی های استاد اینست که اندیشه های وی  با توصیف مبانی ارزشی ثابت از اسلام توانسته است، هم نیازهای ثابت جامعه اسلامی را برطرف کند و هم به نیازهای متغیر پاسخ دهد و براستی که  اندیشه هایی ناب،کهنگی ناپذیر و قابل استفاده برای موضوعات امروز جامعه اسلامی است.در همین زمینه حضرت امام خمینی (ره) در پیامی به مناسبت شهادت استاد می فرمایند : "مطهری که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود ، رفت و به ملا اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی اش نمی رود . او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت . آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست."

اما آنچه را که امروز لازم است بیش از هر زمان به آن توجه نمود این است که متفکر بزرگ شهید مطهری به عنوان یکی از شاخص ترین احیاگران تفکر دینی و اسلامی در عصری بوده است که بعضی از تفکرات انحرافی و التقاطی مانند مارکسیم و لیبرالیسم و... در جامعه رواج داشته است . و یقینا نامگذاری روز شهادت چنین شخصیتی به عنوان روز معلم علاوه بر اینکه مقام شامخ معلم و استاد را مورد تاکید قرار می دهد اما از جنبه ای دیگر مسئولیت این قشر را نیز بیش از قبل برجسته می نماید. و همگان انتظار دارند که امروز نیز معلمان و اساتید ما در همان مسیر حرکت کرده و عامل ترویج و تقویت تفکر ناب اسلامی در جامعه و به ویژه دنشگاه باشند و به مقابله با انگاره های انحرافی - که همواره تهدیدی جدی برای محیط های تاثیرگذار ما بوده است – برخیزند.و بی شک کسانی لایق این عنوان مقدس هستند که براستی خود عامل تزریق تفکر اسلامی باشند.

اما باید پرسید که آیا امروز همه اساتید دانشگاههای ما اینچنین به رسالت اصلی خود عمل می کنند ؟ متاسفانه آنچه را که امروز در فضای دانشگاههای کشور شاهد هستیم آن چیزی نیست که در شان نظام اسلامی و ملت و دانشجویان برآمده از آن باشد و باید گفت که بعضی از اساتید نه تنها وظیفه خودشان را در قبال مسائل مذکور انجام نمی دهند بلکه بعضا شاهد هستیم که خود سردمداران تفکرات انحرافی بوده و عامل تزریق همان تفکراتی که استاد مطهری آن روزها در مقابل آنها ایستاد هستند.متاسفانه امروز علیرغم گذشت سه دهه از شهادت آن متفکر بزرگ اسلامی هنوز در هیئت های علمی دانشگاهها بعضی از افرادی سیطره دارند که افکار سکولار منشانه آنها و مقابله با اعتقادات عموم ملت و زیرپا گذاشتن حقوق اکثریت دانشجویان آشکارا ترویج می شود . و امروز هنوز اشخاص متزلزلی که در برابر غرب تعظیم کرده و سعی در تزریق روحیه یاس و ناامیدی در بین دانشجویان ودانشگاهیان هستند در دانشگاههای ما صاحب کرسی هستند. لذا باید توجه داشت که قاعدتا با چنین وضعیتی نمی توان دم از ادامه تفکر شهید مطهری زد و البته در این بین رسالت مسولین آموزش عالی کشور در نوع مواجهه با اینچنین افرادی بسیار موثر است.


نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٦ | پيام هاي ديگران

تعلیم وتربیت از دیدگاه شهید مرتضی مطهری


اندیشه ‏های شهید مطهری باید به عنوان مبنای مواجهه علمی با افکار وارداتی جدید و دستیابی به نوآوریهای علمی در عرصه معارف دینی مورد توجه قرار گیرد. بررسی اندیشه و آرای آیت الله شهید مطهری و تأثیر آن در شکل‏گیری مبانی فکری انقلاب اسلامی و تجلیل از شخصیت کم نظیر ایشان هم، مورد نیاز جوامع اسلامی و هم ادای بخشی از وظیفه حق‏شناسی نسبت به اندیشمندان و فرزانگان انقلاب اسلامی است.
شهید مطهری، با ایمان، علم و اعتماد به نفس والای خود و همچنین ادب و انصاف علمی در آن سالها شجاعانه وارد میدان شد و با یک مواجهه صحیح و علمی در مقابل تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی، توانست چهره روشن و نابی از تفکرات اسلامی ارائه دهد و جریان روشنفکری اسلامی صحیحی را پایه گذاری نماید که در واقع مبنای بخشی عمده از جریان فکری انقلاب اسلامی شد.»
رهبر معظم انقلاب در پیام خود ضمن اشاره به این نکته که تا کنون تعریف جامعی از هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری ارئه نشده است، آورده‏اند: «مرحوم مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود وارد میدان‏هایی شد که تا آن زمان هیچ کس در زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود».
در این مراسم، سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهوری در سخنانی، ضمن برشمردن برخی از وجوه شخصیتی و اخلاقی استاد شهید مطهری گفت: «مطهری مرد میدان گفتگو بود، آن هم نه تنها در درون مرزهای سنت و فکر اسلامی که با همه ارباب ملل و نحل، آن هم نه به قصد سرکوب و ارعاب دشمنان، بلکه برای گسترش میدان فهم و خرد خود و مردمان دیگر.»


نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٥ | پيام هاي ديگران

  معلم، معمار قلب هاست   چندین سال است بهانه مقدس شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید مطهری رحمه الله دست مایه قدردانی و تجلیل از معلم شده است؛ معلمی که انسان ساز و فرداپرداز است وتکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم است. ،معلم معمار قلب هاست و بذر نور در دل هامی افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی از باغبانی است که هر صبح، سبدی ازصمیمیت با خود به کلاس می برد و با انگشتان مهربان خویش، بر شاخه قلب ها فردا را پیوندمی زند.  معلم را توقع نام و نان نیست. این گمنام، هر روز از تن...

نویسنده : ابوطالب سپاهی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤ | پيام هاي ديگران